با این وصف ارائه سفرنامه و حاشیه نگاری رو به بعد موکول کرده و صرفا اولین یادداشتم از آخر دنیا به انضمام چند تصویر تقدیم برادران و خواهران مومن و مومنه می کنم.
*تبصره ۱- شلخته نویسی من رو ببخشید . واقعا گیج و ویجم
تبصره ۲ - نداشتن فوتوشاپ البته من رو با نرم افزار جدیدی به نام ای سی دی سی(فرم منیجر) آشنا کرد اما این نتیجه رو داشت که شما حالا بجای عکس - پوستر می بینید . پوسترهایی که دقیقا نصفه سمت راستشون دیده می شه.(به این امید که امیر تبریزی تو تهران سایز عکس ها رو درست کنه و دوباره با همین اسم آپلودشون کنه)
تبصره ۳ - قطعا تصاویری که رنگی از ایمان ندارند صرفا محصول ذوق فراوان برادر محموده.
۱-به کلمبیا خوش آمدید. این اولین چیزیه که تو فرودگاه بوگوتا به چشم می آد . فردی که تو فرودگاه تهران جای اون رو برئ بچه های - البته عموما صادق - سپاه گرفتن
۲-طبق عادت - در هر سفر خارجی فقط باید لباس منقش به نام ایران پوشید(هرچند فعلا این شفافیت چندان به نفع آدم نیست)

۳- هجوم نسبتا طبیعی ما - ایرانی ها - به سمت بازار . البته باید اعتراف کنم که در این هجوم همه جانبه صرفا فروشگاه جورجیو آرمانی تونست جیب من رو با تمام ادعاهام خالی کنه.

۴- شهری که فعلا ما اونو شهر بادبزن های چند متری و یا آخر دنیا نام گذاشتیم

۶- اینجا زندگی به شدت جریان داره. طوری که گاهی به زنده بودن تهران خودمون هم شک می کنم.

ابنجا انتهای دنیاست ؛ سرزمین«ترانس میلنیو»
شاید برای خیلی ها که تجربه سفرهای متعدد و طولانی دارند هم «کالی» نامی غریب و ناآشنا باشد. شما جمعه شب بر مدرنترین و تندرو ترین وسیله ساخت بشر سوار می شوید و به تعبیر ساده اش پس از دو روز طی مسیر در آسمان به مقصد می رسید. بدون فرصت خواب و استراحت چراکه دایم باید خطوط هوایی را تغییر دهید تا نهایتا از میان چندصد مسافر ایرانی که سفر را با هم آغاز نموده بودید؛نهایتا خودتان و خودتان تنها باشید که پای به کالی نهاده اید. شهری با فاصله یازده ساعته از پایتخت کشوری مرموز و هیجان برانگیز به نام «کلمبیا».
2- اینجا قرار است میزبان رقابت های جهانی وزنه برداری باشد پس سخت خود را مهیا کرده و در تدابیری که معمولا برای رقابت هایی با اهمیت تر هم دیده نمی شود،بهترین هتل ها و ورزش گاه ها و خلاصه هر چه که به کار می آید به کار گرفته شده است. همه اینحا کنار هم ایستاده اند تا این رویداد را بی نقص پیش ببرند و از همه بالاتر هم نخ ماجرا بدست مدیریتی است که با عناوینی چون «مدیریت واحد شهری،مدیریت شهر و ...» بارها نامش برده ایم. و چنین می شود که آقای شهردار مستقیما در میهمانی ویژه مدعوین شرکت می کنند و آرزو که: «امیدواریم «کالی» را دیگر هیچ وقت از یاد نبرید و مرتبه دیگر با دوستان بیشتری به شهرما سفر کنید.»
3- اما برای ما کالی – یعنی همان جا که انتهای دنیا لقبش داده ایم ؛ شهری نه چندان کوچک و نه چندان بزرگ در آمریکای جنوبی و خلاصه سرزمینی در مجاورت برزیل و اکوادور و پرو ؛ به یک دلالت دیگر جذاب است و دیدنی . به دلیل مشاهده چیزی که حتما و حتما بیش از هر چیز دیگر اینجا به چشم می آید. شبکه ای گسترده و باور نکردنی به نام اتوبوسرانی تندرو یا همان BRT که البته به زبان اسپانیولی، اهالی کالی «ترانس میلنیو» خوانده می شود.
در معرفی این سرزمین نیز اتفاقا بخشی قابل توجه ، به ترانس میلتیو اختصاص یافته و آمده است: «ترانس میلنیو یک سیستم اتوبوس سریعالسیر است که از شبکهای از اتوبوسهای مدرن در خطوط ویژه (مسیر اتوبوس) و اتوبوسهای کوچکتر (خط فرعی) در مسیرهای مناطق مسکونی تشکیل شده است و مسافران با استفاده از خطوط فرعی اتوبوس به مسیر اصلی میرسند. سرویس اتوبوس سریعالسیر ترانس میلنیو بسیار ارزان، کارآمد تمیز است و مسافران را به نقاط مختلف شهر میرساند. با وجودیکه ترانسمیلنیو در حال گسترش است، هنوز برخی مسیرها وجود دارند که به آن مرتبط نشدهاند.هرچند قرار است که تا سال 2030، کل شهر تحت پوشش این سیستم درآید.»
این نخستین روایت بود از سرزمینی که بناداریم بواسطه برخورداری از مدرنترین شبکه اتوسراتی تندرو (نرنس میلنیو و یا همان متروهای روزمینی معروف)بیش از پیش مورد بررسی اش قرار دهیم. اواین گزارش از انتهای دنیا.

