خدمت برادران و خواهران محترم معروض می داریم که احوالات ما که خود را از بزرگان و علما می دانیم چند روزی است داغ تر از کاسه رعایا گردیده و عنقریب است که به فشاری دیگر اشکمان سرازیر گردد ؛ چه ؛ وقتی فکر می کنیم این جماعت به خود که رحم نمی کنند فردا اگر تقه ای به توقه ما بخورد باماها چه خواهند کرد دیگر اساسا حالی باقی نمی ماند.
در همین حال و احوالات به نظاره انواع صور واصل شده در مخزن الرسائل مان (گلاب به رویتان همان میل باکس) مشغول بودیم که مشاهده تصویر ذیل حالمان را از پیش دگرگون تر ساخت و دنیا را پیش رویمان سیاه نمود.
به اعتقاد ما- الیوم- حال رعایا کمثل همین جانوری می ماند که زیر رحمت الهی ؛ چنان فجیع زرتشان قمصور گردیده. به آنچه بر سر آرنج و سپس چانه و آنگاه اعضاء و جوارح ایشان آمده نظری بیافکنید تا عمق فاجعه معلوم گردد.
البته ذکر این مهم هم ضروری می نماید که آنچه مجوعا برایشان حادث گردیده نوعی شکاف عمیق در نشیمنگاه شان می باشد ؛ کانه باغچه ای که با گاو آهن دریده شده.
خلاصت با آنچه این روزها دیده اید و شنیده اید و شاید اندکی احساس نموده اید ما کل مسایل اجمعین (از بنزین و قطعنامه و مسکن و گوجه و...) را فعلا به همان درد نخست فی ناحیه آرنج تشبیه می نماییم و به رسم مرسوم کلیشه نگاران می فرماییم " هذا تازه نتایج السحر – قف تا صباح دولتت بدمد" یعنی حالا باش تا باغچه ات هم بیل بخورد.
*نکته
جونیور زمان آبادی بالاخره کار و خراب کرد و پس از ۳ سال خودداری اینجانب از انتشار هرگونه تصویری از ایلیا (ولیعهد منزل ما) - تصویر نامبرده رو منتشر کرد.
مشاهده نموده و حض فراوان حاصا نمایید.
