1) تعطیلات . ای وای . عید تموم شد.

ما به قول امیرخان اسلامی ؛ کانه مجرمین ؛ تهران رو پیچوندیم رفتیم به سرحدات برای گشت و گذار 14 روزه، غافل از اینکه مقدر بود باران رحمت الهی 12 روز خونه نشینمون کنه ؛ دو روز رو هم که در رفت و آمد باشیم.
هرچند ؛ چند عامل اساسی تو همین ایام خونه نشینی در غربت ما رو شامل دعای حول حالنا کرد
الف) وجود موجود بکر و دست نخورده ای به نام سعید شیرازیان – متولد تبریز – 34 ساله – صرفا علاقمند به بیلیارد
ب) وجود موجود فراخ و دست مالی شده ای به نام حمید هراثی (ملقب به باربا پاپا) – اصالتا اهری – 22 ساله – صرفا علاقمند به ماهیگیری
ج) عدم وجود موجوداتی چون شیخ ممد (ملقب به جعفرعلی) – حاج هادی ( ملقب به دکتر سروش) و ...
د) آنتن نداشتن هرگونه موبایل
ه) همراه داشتن مقادیر فراوانی دی وی دی
ی) دوری حداکثری از تشعشعات هاله محترم نور
2) چند وقت پیش تو وبلاگ مسعود خان فاتح (دایی زاده) پستی رو مطالعه می کردم در خصوص تغییر و تحول در یک رسانه مقدس ؛ تعابیر جالبی داشت از جمله اینکه " با رفتن برادر عزیز و ارجمندمون حاج آقای ... ؛ برادر دیگری پرچم رو بدست گرفتن که اسمشون حاج آقای ... هست و از نیرو های متعهد و جان برکف و ..."
البته من هرچی فکر کردم تو اون رسانه اینقدر برادر و حاجی و نیرو به خاطرم نیومد. اما همین نوع نگارش که به شدت تو ادبیات گفتاری و نوشتاری ما عادت شده و اتفاقا بسیاری از واژگان پرمغز رو داره به اصطلاحاتی سخیف و تکراری تبدیل می کنه چشمم رو گرفت و باعث شد بعد مدت ها سری به خودم بزنم و ببینم چقدر مکه نرفته رو تا الان حاجی صدا کردم ، چقدر افرادی رو که دوست نداشتم سر به تنشون باشه رو برادر و داداش لقب دادم و چقدر خلاصه هندونه چپوندم تا حالا زیر بقل کسایی که بد مدتی خودشون هم باورشون شده حاجی و برادر و دکتر و سردار و مهندس اند.
شما هم یه فکری به این موضوع بکنید ؛ سری به دور و برتون بزنید.
3) با ادبیات بند 2 روایت می کنیم
"یک بار که برای زیارت وجنات ابوی جان برکف برادر مخلص حاج صالح ربیعی به مستشفی پارس(نعوذبالله) رفته بودیم ؛ استاد ارجمند مجاهد فی سبیل ا... آقای ربیعی(متخلص به عباد) فرمودند : اشکال بنده این است که اساسا با مجاهدت در کار ارتباطی معنوی یافته ام و بر همین اساس هرچند وقت یکبار سبیل ام به مستشفی می افتد."
ما هرچه این روزها در احوال مان ؛ که کانه برج زهرمار می گردد گاهی ؛ تدبر می کنیم می بینیم شده ایم کمثل ایشان.
یعنی ایراد از خودمان است که به عشوه ای از جانب معجزه قرن بیستم به هم می ریزیم و هنگام مشاهدات فی امور مملکت غم سایر ممالک هم به دل مان می ریزد. به عبارت دیگر کرم از خودمان صادر می گردد و الا در اوضاغ فعلی که هر آدم عاقل و باشعوری مشکل درد در ناحیه دل می یابد از شدت خنده.
مثل خواهران محترمه ی موجود در تصویر بالا - در جست و جوی شوی - شاد و خرم
می فرمایند : وان – تو – تیری – فور – فایو – نعوذ باا... سیکس - سون و ...

