یکم : به لطف دوستان و در راستای ادامه یافتن جنگ ممسنی(از نوع جنگ سرد) ؛ ما همچنان در تعلیق یکی از آدرس های اینترنتی مون به سر می بریم . البت به قاعده "گربه های مرتضی علی" که هرجوری بندازنشون چار دست و پا می آن پایین ؛ آدرس (ایرانیوز دات اینفو) جهت استفاده عموم ملت شریف ایران (داخلیون) عرضه گشته است. ایرانیوز دات اورگ هم که برای علاقمندان به کلیه فیلتر شکن های عزیز و همچنین علمای مقیم در بلاد کفر فعال می باشد. ده ها آدرس جایگزین هم مخاطبان عزیز پیشنهاد فرمودن که گرفتیم و گذاشتیم سی روز مبادا.
ضمنا قاضی معروفه ی مربوطه در دسترس نمی باشند ! این هم از عجایب کار ماست که نحسی پروندمون ظاهرا ایشون رو هم از دفترشون فراری داده.
دویوم :قانع شدن ما خیلی سخت بود. اما بالاخره به اتفاق علمای شاغل در اداره کل مشاورین تصمیم به شکایتی گرفتیم ؛ اسمی.
خودش داستانی می شه. انشالله دوشنبه صبح وکیل مربوطه جهت انتشار این ترقه خبری عازم دستگاه قضا می شوند.مدارک مربوطه جمع آوری شده و تدابیر لازم اندیشیده شده اند. دوستی می گفت : مگه همه چی همینجوری یلخیه که از خودشون خبر خارج کنن و اعتبار رسانشون رو ببندن به یه پست معاونت فلان.
ما البته گفتیم : بله ظاهرا همینجوری خیاریه سیستم. رسانه خرج کارشونه.
سیوم : چه می کنه این مسعودخان ده نمکی . اخراجی ها همه رو شوکه کرده . ما هم گفتیم جهنم و ضرر . تو غیاب ابراهیم خان حاتمی کیا فعلا پشت علم این برادر سابقا فشارسینه می زنیم. هرچند هنوز که یاد قدیما می افتیم برخی نواحی سروکلمون درد می گیره.
روزگاره دیگه.
چارم : مامانه به بچش می گه : می دونم شیطون گولت زد و با مشت زدی تو دهن دختر همسایه . بچه می گه : بله همینطوره ؛ اما لگدی که تو شکمش زدم ابتکار خودم بود.
علی الحساب عرض می شود که ما هم خودمون ابتکاراتی داشتیم در ایام ماضی ؛ فارغ از وسوسه شیاطین. معروض می داریم در ایام مستقبل.
