تبليغاتX
کتابت - مطلب بلند
اشاره : ببینم . حال خوندن مطلب بلند دارین یا نه ؟ ممنونم . همه با هم جواب ندین . صداهاتون قاطی شد.

حاصل درخواستی نیمه جدی بود برای نوشتن . به هرحال ما می ذاریم . به عبارت بهتر :

بلند می گذاریممممممممممممممممم

 

جای خالی "تدبیر رسانه ای و ژرف اندیشی" در اعلان اخبار خوش دولت

 

                                    

 

جشن فجر؛ امسال شوري ديگر يافته و حالي متفاوت.

حال وهوايي كه با نگاهي منصفانه بايد آن را مرهون تدبير دولت و شايد بانگاهي به نيمه خالي ليوان آن را نتيجه اقبال پاستورنشينان توصيف كرد. رنگي ديگر كه نتيجه وعده اعلان دو خبر خوش است و اذهاني كنجكاو كه نشسته‌اند حالا و چشم بر دهان رئيس دولت دوخته‌اند براي شنيدن اين اتفاقات مهم، براي شنيدن اخبار خوش كه البته - نيمه رسمي و تاييد نشده - تاحدي در جريانش قرار دارند و صد البته چون صحت داشتن هر كدام غرور ملي شان را تحريك مي كند، گفتيم كه فجرشان شوري ديگر يافته و حالي متفاوت.

 

بازآذين بندي ها و نواهاي خاطره برانگيز؛ تصاوير احساسي و سرودهاي حماسي؛ باز دهه فجر است و 22 بهمن اش كه حتي منتقدين را از شور و حال به حركت وا مي دارد و خيلي ها بخواهند يا نخواهند ميثاق ملي ايرانيان شده در اين قريب به 3 دهه.

اينها همه به جاي خود، اما شايد اين بنا كه در سالروز انقلاب عظيم مردم ايران، اتفاقي جديد رخ دهد و تحولي خبرساز به دست ايرانيان پديد آيد را بايد قدر دانست و آن  را حركتي جالب ازجانب دولت نهم توصيف كرد. هر چند شايد همچون بسیاری حرکت ها توقع ايجاد كند ؛  ليكن در این موضوع خاص ، خود منشا حركت مي شود و خيلي هايمان را كه عادت كرده‌ايم به كار كليشه‌اي تبليغي به جنب و جوش وا مي‌دارد و تذكرمان مي دهد كه : سالروز آن تحول عميق در سال 57 فرا رسيده، براي زنده نگاه داشتن اين حركت عظيم، امسال چه در چنته داريد و چگونه مي‌خواهيد جهاني را شگفت زده سازيد.

و حالا در نخستين سال بنا نهادن چنين رسم وشيوه‌اي؛ دولت نهم كه اين ابداعش را ارج گذاشتيم، خود بايد از عهده اجرا هم برآيد و گامي صحيح براي نشان دادن تاثير ابتكارش بردارد.

دولتي كه دو گستره‌ي پهناور انساني به دو سوي سيمايش خيره شده‌اند و البته هر كدام چيزي ديگر مي بينند و انتظاري دگر دارند. يكي ، مردم ايران كه از دولت‌شان "اقتدار و تدبير و تاثير" طلب مي كنند و يكي هم مردم دنيا كه از ايران انتظار ايفاي نقشي موثر در جهت توسعه زندگي آدميان دارند و از دولتش "آرامش و اعتماد و لبخند" می پذیرند.

مردماني كه حالا انگار نگاهشان در سرو صداي وحشتناك بوق هاي رسانه اي رنگي از بيم و اميد يافته. از يك سوي ايران را يكي از مهدهاي تمدن بشريت مي بينند و از ديگر سوي روزنامه كه مي‌خوانند، تلويزيون كه مي بينند يا پاي صفحات پر شمار اينترنت كه مي نشينند، احساس مي كنند كه همين ايران زمين حالا تهديد جانشان شده و مي خواهد به سلاحي دست يابد تا جهان را تهديد كند و نزاع سوم را كليد بزند!

 

دولت نهم ، حالا در چنين اتسمفري مي خواهد از يك سوي مردم ايران را نسبت به روش و منش‌اش توجيه نمايد و از ديگر سوي اذهان آشفته شده مردم دنيا را از فشار ابر رسانه هاي بالاي سرشان خارج نمايد.

دولت نهم با اين شرايط وعده خبر خوش داده است و در اين فضا مي بايست فرصت پديد آمده را به بهترين نحو مورد استفاده قرار دهد. گران قيمت ساعاتي ست و غنيمت روزهايي براي نشان دادن وجهه‌اي جذاب و براي به دست گرفتن ابتكار عمل.

و سربلندي در اين آزمون صد البته نسبت مستقيم دارد با آنچه ما نامش مي گذاريم "تدبيررسانه اي و ژرف اندیشی".

از ديگر سوي گفتيم مي توان فرصت پديد آمده را اقبال پاستورنشينان نيز توصيف كرد.

شفاف اش اين مي شود :  دو خبر ، وعده داده شده كه يكي توفيق در كشف داروي بزرگترين بلاي قرن است و ديگر موفقيتي دوباره در مسیر دستيابي به انرژي صلح آميز هسته‌اي که اتفاقا، هر كدام مي توانند يك وجهه دولت را تصحيح كنند و آنچه ميبايست؛ پديد آورند. يكي تاثير هوش و ذكاوت ايرانيان در كمك به توسعه بشريت و سلامت انسان ها رابه اثبات مي رساند و ديگري براي اهالي ايران زمين توليد هويت و غرور بجا مي نمايد.

كاربرد بين المللي یکی چربش دارد و آن يكي بیشتر كشورمان را شاد و آسوده مي‌نمايد.

به تعبيري هر كدام اثري دارد وحلاوتي و اين بهترين حالت است كه مي توان پس از پايان ايام جشن فجر، متصور بود. جهاني رضايتمند از ايراني مبتكر و موثر ؛  ايراني پر غرور از موفقيت وتوسعه .  آنگاه البته فراموش نكنيم؛ دولتي درميانه ميدان كه يك دست جام باده دارد و دستي به زلف يار. همان حال كه همه دولت ها آرزويش را داشته‌اند و خواهند داشت.  هر چند سربلندي در اين آزمون صد البته نسبت مستقيم دارد با آنچه ما نامش مي گذاريم  "تدبير رسانه‌اي و ژرف اندیشی".

تدبير و تجربه‌اي كه حكم مي كند در اين شرايط ، دولت بر خبر كشف آن داروي گرانبها بیشتر تكيه كند، تدبير وتجربه اي که یادآور می شود اگر قرار است نمایندگان رسانه های جهان به ایران بیایند و گزارشی به دنیا بدهند چه بهتر است که به تمام مردم كره خاكي بگويند ايران در مسير ريشه كني ايدز حركتی بزرگ كرده ، تدبير وتجربه‌اي كه مي گويد با فضاي مسموم پديد آمده درجهان، يقيناً مبهم نگاه داشتن خبر خوش هسته‌اي بهترين امتياز و فرصت برای رسانه ها و سياستمداراني است كه ايران را ، زمين بعدي بازي خشونت مي دانند.

بياييد به اين فكر كنيم كه اگر همچون رئيس سازمان انرژي اتمي، وزير بهداشت و درمان نيز خبرنگاران رابه مراسمي يا سفري اعجاب انگیز وعده مي داد چه اتفاقي مي افتاد؟

اگر همان روز كه قرار است خبر توفيقي ديگر دردستيابي به انرژي صلح آميز هسته اي بيان شود؛ يك بيمار رها شده از درد و رنج ايدز هم در معيت رئيس دولت به ميان خبرنگاران خارجي مي آمد چه نتايجي در پي داشت، آنگاه غرب برای ادعای انسان ستیزی ایرانیان چه ميزان مي بايست هزينه مي كرد و اساساً چقدر شانس موفقيت در اين رقابت براي جلب افكار عمومي را مي يافت؟ جهاني كه مي ديد ايران درجهت دفع وحشتناك ترين معضل قرن چنين حركت موثری صورت داده ، چگونه باور مي كرد كه حالا سوداي بمب اتم به تعبير سياستمداران غربي را در سر دارد.

قياس كنيد ميزان سرمايه گذاري رسانه اي و تبليغي دولت براي هر كدام از اين دو خبر وعده داده شده را .

يكي بي سرو صدا و برای چندمین بار ؛ با انتشار تصويري بيان مي شود و موجي توليد نمي كند، اما يكي مهم ترين عنوان خبري صادر شده ازجانب دولت لقب مي گيرد و روزهاست كه فكر همه رسانه ها را مشغول خود كرده. به تعبير بهتر آنكه بيشتر كاربرد بين المللي و جهاني دارد نهايتاً عنوان نخست يكي دو رسانه داخلي مي شود و آنكه براي اذهان پرسشگر مردم ايران اهميتي بسيار بيشتر دارد، با هدف گيري نادرست جريان رسانه اي مشاور دولت؛ موضوع نخست رسانه هاي غربي گشته است.

و البته فراموش نكنيم كه ما هنوز درنيمه اين دهه‌ي شكوهمنديم.  گران قيمت ساعاتي است و غنيمت روزهايي براي در دست گرفتن ابتكار عمل.

جشن فجر، امسال هنوز مي تواند شوري ديگر بيابد و حالي متفاوت و اين فرصتي ست گرانبها براي دولت نهم. 

+ نوشته شده توسط میثم زمان آبادی در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385 و ساعت 12 بعد از ظهر |