تبليغاتX
کتابت - تقریب قلوب

در راستای ضرورت تقریب قلوب ، آن هم در روزهای سختی ؛ ما طی نیمه شب های گذشته به چند دعوت پاسخ دادیم و چند تا از دوستان و علما رو زیارت کردیم به شرح ذیل:

 

الف - حضرت مستطاب ابوالفضل خان فاتح – تازه از فرنگ برگشته – و حاج مسعود خان حیدری .

 که این دیدار جنجالی در واپسین ساعات شب در محل خبرگزاری مسعود خان بوقوع پیوست و جنسی از شرح ماوقع پیرامون موضوعاتی چون "رابطه بازداشت با کمر درد ، رابطه رسانه با کار رسانه ای و رابطه ابوالفضل خان با آکسفورد داشت". هرچند ایشون هم در سوالی ابهام آمیز مطرح کردند که خیلی خنده داره ؟

ما گفتیم چی ؟

جواب دادن : این که من رفتم درس بخونم.

بعد ما به این فکر کردیم خنده دار تر اونه که ما شعورمون نرسیده باید بریم درس بخونیم.

تصویر مربوطه به شرح ذیل است

 

 

                                   میثم زمان آبادی - مسعود حیدری - ابوالفضل فاتح

 

ب – حضرت مستطاب دکتر محکی گرام و حاج دکتر خودمون آقای صداقت (برای رعایت اصول)

این دیدار پرحاشیه نیز در مقر برادر مکتبی (دکتر صداقت) صورت گرفت با چاشنی گل گاو زبان که دکتر شخصا تجویز فرموده و درحلق ما خالی نمودند . ایضا شرح دادن که خوبه برات ؛ بعد جنگ ممسنی (بسوزه پدر تجربه).

استاد محکی هم تشریح می فرمودند قائله ممسنی رو از نگاه تخصصی خودشون و در ادامه مواردی رو از نشریات کثیر الانتشار مثال می آوردند ؛ فاتحانه و سربلند .

شکل ماوقع هم به شرح ذیل است.

 

                         دکتر صداقت - دکتر محکی - میثم زمان آبادی

 

 

 

  ج – یکی از علمای قدیم و روشنفکران جدید در باب وقایع اخیر لطیفه ای رو به ما گوشزد کردن که اینقدر بی حیایی داره هنوز نتونستم برای خودم تکرارش کنم . ولی خدایی بدجور زده تو خال . کل داستان روزهای اخیر رو تو یک پاراگراف تشریح می کنه ؛ اسمی.

حیف که نمی شه نوشت . همینو از من قبول کنید و بخندید.

 

+ نوشته شده توسط میثم زمان آبادی در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 و ساعت 1 بعد از ظهر |