ما که یک بار حس انساندوستی مون عمیقا گل کرده بود به یکی از دوستان پرتلاش گفتیم : " فلانی تو چرا مرخصی نمیری ؟! الان 3 ساله که هر روز می آی سر کار و تا به الان یکبارهم غیبت از نوع پیچشی یا موجه نداشتی "
ایشون هم مثل سایر دیوونه هایی که معمولا کنارمون به وفور پیدا می شن بسیار شفاف فرمودن :"می ترسم متوجه بشین که در نبود من هم ، کار انجام می شه و به عبارتی بود و نبودم چندان توفیری نداره"

حالا ؛ ما دیشب بواسطه یک SMS آگاهی بخش متوجه شدیم که کانال القطر مشغول پخش مراسم افتتاحیه بازیهای آسیایی دوحه – 2006 هست. گشتیم و کانال مربوطه رو پیدا کردیم . اول چشممون به جمال ریاست محترم دولت نهم روشن شد و دوم یک فقره خواننده خوش تیپ و پر تحرک و شاداب از نوع ضعیفه اش که به شدت مشغول حرکات موزون و دلبری بودن رو زیارت نمودیم. آقایان علما هم که ولو کرده بودن رو مبل و حالشو می بردن. گذشت تا اول صبح ، تشریفاتمون رو پهن کردیم تو ایرانیوز که عنصر اعزامی به دوحه (باخرج 5/1 میلیونی از جیب خودهامون) خبر دادن که آقا چه نشستین که ابوعلی سینامون رو پیچوندن !
جستی زدیم که ای بابا کجا ؟ کی ؟
فرمودن : دیشب تو همون مراسم معنوی ! در حضور برادر محمود ، مجری مراسم شروع می کنه به برشمردن مفاخر عرب و در راس اونها هم از شیخ ابوعلی سینای عرب نام می بره ! نمایندگان ایران هم که تو باغ حاشیه ها نبودن . بر متن قضایا تمرکز فرموده بودن .
بعد ما الان که داشتیم حس ابن سینا دوستیمون رو سر کی وورد خالی می کردیم یادمون افتاد که چرا بعضی ها همه سفر ها رو می رن و هیچ کدوم رو هم از دست نمی دن . گفتیم یحتمل اگه یکی رو از دست بدن همه می فهمن که رفتن و نرفتن شون چندان توفیری نداره و خیلی بد می شه . بعد اونوقت مجبورن بعضی ها رو نرن و کلی صحنه های "داغ" از دست بدن ؛ راست گرایان عزیز.

