تبليغاتX
کتابت - آخرين بازمانده دوران «الك‌ودولك»!

 

                                    

ميان تمام بازي‌هاي كودكي عجيب است كه ردي از «يكي» نمي‌يابيم. بازي كه روزگاري تمام شادي‌هاي دنيا را براي بچه‌ها مي‌ساخت و هيجان‌اش تا روزها نقل خاطرات مي‌شد. با نامي خنده‌آورتر از خودش«الك‌ودولك»!

عجيب اما اين‌جاست كه اين نوستالژي شيرين ديگر تكرار نشد و انگار براساس توافقي جمعي، بچه‌هاي ايراني تصميم گرفتند «الك‌ودولك» را كنار گذاشته و ابتدا، پاي رايانه و رقابت‌هاي هيجان‌سازش بنشينند و اگر سيزدهم فرورديني هم رسيد نهايتا ساعتي«هفت‌سنگ و وسطي» را برگزينند! آن‌ها كه به رفتارهاي مردم اما نگاهي از سر موشكافي و دقت دارند مي‌گويند اين اتفاق، ريشه‌اي گسترده دارد فراتر از آن‌چه ممكن است به خيال آيد.

رسم‌ »الك‌ودولك» چنان بود كه «الك» را به هوا انداخته و آن‌گاه با «دولك» ضربه‌اي به آن مي‌زدند تا دورتر رود. فقط همين. هر چه دورتر، بهتر. بي‌هيچ دقت و محاسبه‌اي! خلاصه آن‌كه به هنگام نواختن ضربه آن‌چه اصلا ملاك و معيار نبود، «هدف‌گذاري»‌بود و «مقصد»! همين بي‌قانوني و ولنگاري هم نهايتا «الك‌ودولك» را از دايره بازي‌ها حذف كرد. چه، با گذشت زمان و افزوده‌شدن بر پيچيدگي‌هاي ذهن آدمي، انگار ديگر كار بي‌حساب و «الكي» را ميان كودكان خريداري نبود و جملگي ترجيح مي‌دادند اگر قرار است براي رقابت و حركتي وقت بگذارند، لااقل بهره‌اي برده و علاوه بر جسم، ذهن‌شان را هم درگير سازند. بدين‌سان« الك‌ودولك» ميان كودكان مرد!

نكته اما اين‌جاست كه قاعده «الك‌ودولك» و فراموشي‌اش تنها محدود به كودكان و آموزه‌اش منحصر به آن‌ها كه رفتار عامه مردم را بررسي مي‌كنند، نيست. از اين دست تغييرات را چون به مقياسي گسترده‌تر بسنجيم، به مديريت كه همان حلقه مفقوده توسعه سرزمين‌مان است، مي‌رسيم. انگار اين روزها هم مديريت «الك‌ودولكي» رفته‌رفته شناخته شده و كنار مي‌رود. مديريتي كه از شاخص‌هايش تنها زدن ضربه‌اي بود براي پرتاب مشكل به دورتر و دورتر. بي‌هيچ محاسبه و دقتي! مديريتي كه انگار آن‌چه برايش اهميت نداشت؛ «هدف‌گذاري» بود و «مقصد». با مجموعه‌اي از قيل و قال‌هايي مشابه آن‌چه زماني به هنگام كوفتن«دولك» بر«الك» مي‌شنيديم. بدين‌سان بايد به تاكيد گفت كه «مديريت الكي» ‌هم رفته‌رفته خواهد مرد.

 

+ نوشته شده توسط میثم زمان آبادی در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388 و ساعت 1 بعد از ظهر |