تبليغاتX
کتابت - در نقد خیاط باشی ها

اصولا خيلي مواقع نتيجه بعضي كارها چيزهايي مي شه كه انتظارشو نداري.

و ما اصولا از اين نتايج غيرمنتظره بسيار ديده ايم و تجربه كرده ايم.

و نكته جالب اينه كه اصولا عبرت هم نمي گيريم .

و نتيجه اخلاقي اين تاكيد بر اصول هم اينه كه شايد بايد يك بار اصولي عبرت تپون بشيم تا بلكم توجيه بشيم.

 

 

داستان اون افطاري معروف و گزارشي كه ازش ارسال شد هم از اين دست نتايج داشت.

خبري رفت مثل صدها هزار خبري كه توي 7-8 سال پيش در نشرش موثر بوديم ؛ امااين يكي  شد يه غوغا.

 

اين سايت و اون وبلاگ  و اين طنزنويس و اون يادداشت نويس و و خلاصه رفت تا بي بي سي و شايد هم جاهايي كه ما بي خبريم . خلاصه شد داستان آبشار نياگارا.

 

داشتم فكر مي كردم اگر واقعا جريان آزاد اطلاعات – به مفهوم واقعي كلمه – رعايت بشه اونوقت مي شه چهره آدم ها رو چه جذاب و دقيق به مردم نشون داد. و الا آقاي احمدي نژاد كه لحن هميشگي صحبتشون همينه ، از انتشارش هم كه ناراحت نمي شن ، مردم هم كه ظاهرا نامحرم نيستن  ، پس چه دليلي داره كه نزديكانشون اينجوري به دست و پا بيفتن و يك مشت سخن اتوكشيده فلسفي از لابلاي صحبت هاي عاميانه ايشون استنتاج كنن ؟

چه دليلي داره كه بعد از 5/1 سال ما تازه فرصت پوشش صحبت هاي ايشون رو پيدا كنيم و البته جالبه كه بعد بگن امتحان رو هم بد پس دادين و 5/1 سال ديگه از الان شروع شد !

 

اصلا ما كه رفتيم پيش ايشون و 3 ساعت خنديديم چرا نبايد تو اين شعف مردم رو هم سهيم كنيم ؟ چرا نبايد خبر ابراز علاقه دانشجويان غير حزب اللهي اندونزيايي رو به گوش مردم هم برسونيم ؟

يكي هم نيست كه به مشاوران محترم بگه آقا جون با اين كارها كه نمي شه رييس دولت نهم رو مثلا شبيه رييس دولت هشتم كرد ؟ با اين نوع تنظيم اخبار و سخنراني نويسي كه نمي شه فيلسوف ساخت ؟ و اصلا چه اصراري داريد به تغيير دادن اين چهره كه راي لازم رو هم از توده ها گرفته ! چه كاريه ؟

 

همين مي شه كه يكي مي آد تو و مي گه مشكل ما اينه كه اول كت و شلوار رو مي خريم بعد مي ريم خياطي كه اندازش رو درست كنيم ! فكر نمي كنيم كه هر كت و قبايي رو براي يك هيكل و اندامي دوختن . خلاصه ايراد از كت نيست ؛ تو بايد آدم متناسب پيدا كني . خلاص

                               

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط میثم زمان آبادی در سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385 و ساعت 4 بعد از ظهر |