از عجايب كارهاي دولت نهم يكي هم اين است كه يكساله پاي ما و تمام خبرنگارهامون رو از برنامه هاي دولت بريدن اما يك دفعه 2 ساعت مونده به افطار زنگ مي زنند و مي گن امشب مهمان رييس دولت هستين.
شما در مواجهه با اين بي قاعدگي چه مي كنيد ؟
گفتيم برادر محمود تدارك ديدن و بد مي شه منتظر بمونن در نتيجه به اتفاق شيخ محمد زمرد ياري ديار مرحوم پاستور شديم و كلي ياد كرديم از ايام آسد محمد آقا !
ديدار جالبي بود و نبود . شفافش اين مي شه : جالب بود چون به اندازه 3 روز خنديديم و نبود چون شب شهادت حضرت امير كلي بابت اين خنده ها وجدان درد پيدا كرديم.
جملات نقض برادر محمود و تكه كلام هاي جديدا استخراج شده شون همچون "هارت و پورت" – "چي چي بي هتل" (منظورشون لابي هتل بود) – "احمدي نژاد وي لاو يو" (كه توسط دانشجويان دختر و پسر اندونزيايي خطاب به ايشون ذكر شده بود) – "چرت و پرت" و ... چيزي به نام گفتمان رييس دولت رو تشكيل ميدادن.
اما خنده دار ترين اتفاق زماني افتاد كه از اين جمع 50 – 60 نفري ناگهان 5-6 نفر دچار عارضه جوزدگي شدند در مقابل سخنان آق محمود
تكبير فرستادن .
پيرمرد تپل مپل و بلند صدايي هم كه كنار ما نشسته بود و مجموعا 2 رديف با رييس دولت فاصله داشت : داد زد ا... اكبر – ا.. اكبر – مرگ بر آمريكا – مرگ بر شوروي !
بعد خودش زد زير خنده و گفت : آقا ما چند وقته نمي دونيم بايد به كي مرده باد بگيم به كي زنده باد .
اين يكي اينقدر پرت شعار داده بود كه برادر محمود هم خودشون ترجيح دادن ريسه برن – شب قدري !

