
«سادهدلي و صداقت» هم از جمله آن وجوه مثبت اخلاقي است كه چون از حد گذشت، اسباب دردسر شده و به مشکل بدل ميشوند. داستان برزگر خراساني و آنچه كه اين صراحت و صداقت بر سرش آورد را چنين است كه سالهاست مردمان آن ديار روايت كرده و بدينسان راه به هم نشان ميدهند.
ميگويند برزگر سادهدل مشغول شخمزدن باغچه و بازكردن راه آب بود كه چشماش به سوار تنومند افتاد. سواري كه ظاهرش خوب نشان ميداد اهل صواب نيست و آنچه گردآورده حاصل شمشير ناپاك اوست، پس او را كه در حال گذر بود، صدا زد و گفت: «بيل مُو رِه نسّونيها!»(بيل منو از من نگير). سوار باتعجب و تندي پرسيد: آخر بيل تو را ميخواهم چه كنم؟ مرد حسابي اصلاً مرا با تو چه كار است؟! برزگر پاسخ داد: خوب اگر اين بيل مرا كه تمام سرمايهام هست به آهنگر بدهي، حتما اسبات را نعل خواهد كرد، اما تو بيا و «اي بيل مُو رِه نسّون»! سوار هم كه ديد اين برزگر گويا جز سادهدلي چيزي از دنيا بهره نبرده، پياده شد، كتك مفصلي به او زد و سر آخر بيلش را هم گرفت تا همه بدانند كه هرچند جز راست نبايد گفت، اما هر راست هم نشايد گفت.
***
داستانهاي شهرمان را هم اين روزها انگار جز به آنچه خوانديد، نبايد تحليل كرد. وقتي سخن از يكصدوبيستهزار مترمربع مسير جديد شهري در نتيجه احداث تونلتوحيد به ميان ميآيد، وقتي ميگويند اين راه نو، ترافيك تهران را فلاندرصد، آلودگيهاي زيستمحيطي را بهماندرصد و مشكلات ناشي از آلودگي صوتي را آنقدر، كاهش ميدهد، گمان ميكنيد نتيجه چه ميشود؟
وقتي ميگويند در طول 18سال قبل، هر سال نهايتاً 4كيلومتر و در طول 4سال گذشته، ميانگين سالي 10كيلومتر بر طول شبكه متروي پايتخت افزوده شده، ايستگاهها دوبرابر شدهاند، حجم جابهجايي مسافران به عدد 3ميليارد نزديك شده، يا آنقدر بسترسازي شده كه سال آينده به يكباره 25كيلومتر ديگر بهطول خطوط متروي شهر افزوده شود، حاصل چه خواهدشد؟
يكي، سيلي به صورت بزرگترين پروژه تاريخ مديريت شهري ميزند و ديگري قانون مترو و كاركرد مترو و علم مترو، در يككلام خود مترو را زير سوال ميبرد. تنها مانده كه بابت اينها يك فصلكتك مفصل هم بخورند تا باورشان شود كه هر راست نشايد گفت!
تنها می ماند یک توصیه به دوستان که :
بر پله نردبان همت نِه پاي
از اوج فلك، ترنج دولت برگير





