
1-نميدانيم چرا براي ما ايرانيها هميشه صحبتهاي كساني كه نامشان با فرهنگ و عادتمان متفاوت است؛ جذابتر است. از اين جمله است، يكي هم صحبت آقاي يوري كامومه؛ همان كه حالا نماينده وزارت راهوترابري ژاپن و معاونفني شبكه ريلي حملونقل توكيو است.
آقاي يوري كامومه بعد از ساعتي گشتوگذار در بخشهاي مختلف شبكه ريلي توكيو مقابلمان ميايستد و با آمار و ارقام تاكيد ميكند كه براي شما، براي تهران، براي اين شهري كه شنيدهايم بيش از 10ميليون نفر در آن تردد ميكند؛ مترو بهتر است!
آقاي يوري كامومه آنطور كه اطرافيانش ميگويند، حالا حرف اول و آخر را در حوزه حملونقل عمومي يكي ديگر از پرجمعيتترين شهرهاي دنيا ميزند. همان شهري كه اگر خاطرتان باشد در دهه 70ميلادي خيليها با استناد به آمار و ارقام مستدل آلودهترين شهر دنيا ميدانستندش.
و جالب اينكه ما شانهبهشانه آنها حركت ميكرديم. انگار تهران هم ميخواست در يك موضوع شهر اول باشد! يوري كامومه همان كسي است كه پس از سالها سياستها و برنامههايش آنچنان موردتوجه دولتهاي مختلف در ژاپن قرارگرفته كه اكنون با تمام احترام ميتوان شهر توكيو را از مرتبترين، منظمترين و راستش را بخواهيد پاكترين شهرهاي دنيا به حساب آورد.
يوري كامومه آنقدر اطلاعات و تخصص دارد كه گردش و قدرت و تغيير دولتها هم هيچ تاثيري در جايگاه قابلتوجهاش ميان مردم و مسئولان ژاپني نگذاشته است.
يوري كامومه وقتي شهردار تهران را ميبيند، اولين توصيهاش اين است كه نگذاريد تهران همانگونه كه تا سالهاي گذشته پيش ميرفته، پيشروي كند. شهري داشته باشيد كه به آن مفتخر باشيد، شهري داشته باشيد كه با ساير كلانشهرهاي دنيا در موضوعاتي ديگر هم قابل رقابت باشد.
نه اينكه بگويند تهران آلوده است، نه اينكه تهران پر از زباله است، نه اينكه بگويند مردم تهران رعايت شهرشان را نميكنند. به جايي برسيد كه تهران زينت كشورتان شود، به جايي برسيد كه اگر ميهماني وارد كشورتان شد، با كمال افتخار بخشبخش تهران را به او نشان بدهيد. البته ميدانم اين روزها ظاهرا اوضاع و احوال خيلي متفاوت شده، من هم عكسهاي ميلادتاور(برج ميلاد) شما را ديدهام. من هم شنيدهام كه حالا طرح شهرهاي 2طبقه و 3طبقه را داريد. من هم شنيدهام كه مترو شما بسيار قابلاحترام و مدرن است. اما هم شما و هم مردمتان بايد بدانيد كه اين ابتداي راه است. از دهه 70ميلادي تا حالا كه دهه اول قرن21 را داريم پشتسر ميگذاريم، ما خيلي زحمت كشيدهايم. ما خيلي كار كردهايم. ما خيلي چيزها را فراموش كرديم تا امروز شهري داشته باشيم كه با كمال افتخار داريم به شما نشان ميدهيم.
يوري كامومه از آن پيرمردهايي است كه وقتي حرف ميزند، دوست داري با كمال اشتياق نگاهش كني. راست ميگويند كه مردها وقتي پير ميشوند جذابيتشان دوچندان است. حالا آنقدر يوري كامومه براي كساني كه روبهروياش ايستادهاند جذابيت دارد كه نه قد كوتاه و شايد چيزي حدود 150سانتيمترياش و نه وزن نسبتا زيادش و نه اندام چاق و فربهاش به چشم نميآيد. انگار دوست داري به كسي نگاه كني كه آلودهترين شهر دنيا را حالا به مكاني بسيار جالبتوجه براي زيستن تبديل كرده است. يوري كامومه وقتي بحث توسعه حملونقل عمومي و اولويتهاي مديريت پايتخت براي تغيير شرايط تهران را ميشنود، وقتي چند سوال ميكند، وقتي معاون حملونقل و ترافيك شهردار تهران و معاون خدمات شهري شهردار تهران هم آمار و ارقام خود را نشان ميدهند، آن وقت ميايستد و كلاه از سر برميدارد و ميگويد شهر شما قابلاحترام شده فكر ميكنم بايد در اولين فرصت به ديدار تهران بيايم. هر چند خيلي پير شدهام شايد....
يوري كامومه ميگويد: منوريل ما 15كيلومتر است، اما مترويمان 300كيلومتر. يوري كامومه ميگويد: فاصله حركت قطارها در منوريل ما 4دقيقه است اما در مترو 2دقيقه. هزينه نصب هر يككيلومتر منوريل نصف هزينه احداث يككيلومتر مترو است اما وقتي آمار و ارقام را كنار هم ميگذارد سرش را ميخاراند و ميگويد:نه ! منوريل به درد تهران نميخورد. البته اگر دوست داشته باشيد برخي مناطق بسيار خلوت شهرتان را به يكديگر متصل كنيد، يا اگر بخواهيد جذابيتي توريستي براي شهرتان ايجادكنيد، يك جنبه خوب تبليغي براي شهرتان داريد. خودتان را هم تبليغ ميكنيد اما اينكه بگويم منوريل راه بياندازيد و مترو را فراموش كنيد، اصلا منطقي نيست. راستش را بخوانيد همين 15كيلومتر منوريلي كه ما در توكيو راه انداختيم هم درواقع از سر ناچاري بوده!
يوري كامومه اين دفعه با لبخند ميگويد: اگر خوب نگاه كنيد، ميبينيد كه بيشترين خط منوريل ما روي درياست، بر روي آب است البته. خوب چارهاي هم نداشتيم بايد از روي آب رد ميشديم اگر راه داشت از زيرآب برويم شايد آن را مورد بررسي قرار ميداديم. اما بههرحال چارهاي نبود فعلا تا اينجاي كار آمدهايم جلو.
يوري كامومه اما تاكيد ميكند فعلا هيچ برنامهاي براي توسعه منوريل در توكيو وجود ندارد. او ميگويد، بهتر است كماكان مترو را توسعه دهيم و تصريح ميكند كه 300كيلومتر مترو هم براي مترو كم است. يوري كامومه تاكيد ميكند، اگر بخواهيم مقايسه كنيم حداكثر توان منوريل و حداقل توان مترو يك عددي حدود يكپنجم ميشود. به عبارت بهتر يعني اگر با منوريل يك نفر را جابهجا كنيم و تمام تلاشمان را هم به كار ببنديم، نهايتا ميتوانيم يك نفر را از نقطهاي به نقطه ديگر برسانيم. اما در مترو با زحمت بسيار كمتر اين عدد به 5ميرسد. بنابراين، اصلاً ولش كنيد بهتر است درباره مترو صحبت كنيم.
2-اين روايتي كوتاهي از سفرمان به توكيو است. شهري كه حالا به گفته خيليها، شهري قابلاحترام شده. شهري كه اگر خاطرتان باشد يكبار چندي پيش شهردار تهران گفته بود، ديگر دوران اينكه مثلا بگوييم تهران اينگونه است و فلان شهر مجاورمان اينگونه است گذشته. اگر ميخواهيم تهران شهري قابلاحترام باشد، اگر ميخواهيم برازنده مردمش باشد، بايد آنرا با شهرهايي مانند توكيو و نيويورك مقايسه كنيم. فعلا از اين مقايسه ما توكيواش را ديدهايم. شهري قابلاحترام است واقعا.
جالب اينكه اينجا انگار خود مردم، شهر را ميگردانند. از وقتي كه آمدهايم دكتر كرباسيان، كه احتمالا نامشان را شنيدهايد همان كه فعلا معاون خدمات شهري شهردار تهران است و پيش از اين معاون وزير اقتصاد، رييس كل گمرك و... دربهدر دارد دنبال يك رفتگر ميگردد!
دكتركرباسيان ميگويد: حداقل يكي از اين رفتگرها را اگر پيدا كنيم، ببينيم ما كجا هستيم و آنها كجا. اما بعد از مدتي سرش را تكان ميدهد و ميگويد: خيلي فاصله زمانمان زياد است. مردم اينجا با تمام وجود شهرشان را تميز نگهميدارند. اگر هم چيزي كه روي زمين باشد، اولين نفري كه از راه برسد آن را برميدارد. چيزي به نام رفتگر در اينجا معنا ندارد.
مهندس هاشميتشكري هم همراه ماست. حداقل اسم ايشان را مطمئنيم بارها در همشهريمسافر خواندهايد. معاون حملونقل و ترافيك شهرداري تهران. هاشميتشكري بيش از هركس ديگري مشتاق سفر بدون وسيلههايي است كه اين روزها سفارت در اختيار ما قرار دادهاست. يك روز ميگويد، با تاكسي برويم؛ يك روز ميگويد، برويم سراغ مترو؛ يك روز ميگويد، منوريل را بايد با دقت نگاه كنيم. اما حالا چند روزي است بعد از ديدار با يوري كامومه، ديگر اصرار به ديدار از منوريل ندارد. ميگويد، برويم همان مترو را ببينيم. خوب ببينيم. البته انصافا مترو ما چيزي كم از اينها ندارد. فقط ميماند طول و تنوع خطوطش كه فاصلهاش را بهتر است اصلا نگوييم.
خانم معصومه آباد هم همراه ما هستند، نماينده همه اعضاي شوراي اسلامي شهر تهران. شورايي كه قراراست همچون كوه دماوند پشتسر شهردار باشد. پشت سر شهرداري كه ميخواهد تهران را متحول كند. پشتسر شهرداري كه ميخواهد زندگي خوب براي اهالي تهران بهارمغان آورد.
فعلا ما اينجا هستيم، فعلا داريم خوب نگاه ميكنيم. راستش را بخواهيد اگر قرار باشد همهچيز روايت شود،ميشود مثنوي هفتاد من.
اين اولين روايت من، يا شايد اولين حكايت من از داستان سفر به ژاپن بود. تا سیدنی ادامهاش مي دهم.


