
1) آقا ؛ می گن آش اینقدر شوره که نباید همش بزنی .
این شده جرم ما. یعنی به روایتی تحت فشار از نوع اخلاقیش قرار داریم که این داستان های هر روزه رو با چوب رسانه مشمول تغییر شکل نکنیم بلکم بخارات زائد متصاعد نگردد.
حالا ما می گیم پس تکلیف چوب چی می شه ؟
می گن : غلاف کنید واگرنه غلافتون می کنیم.
ما هم کاملا شیرفهم شده و معروض می داریم : آره ؛ درست می فرمایید. غلاف می کنیم.
اما فعلا داریم با یه شاخه از چوب موصوف کانه بچه تخس ها با گوشه آش ور می ریم.
2 ) بعد از خوندن کتابی (محض ریا) به نام "من عروس بن لادن" ، بواسطه احوالات پدید آمده ؛ جهت بازسازی مشغول خوندن کتابی شدم با عنوان "دموکراسی و رسانه" نوشته جان کین ؛ دیدم حالم بدتر شد. در حالات خودم دقیق شدم و مکاشفه فرمودم که دوای درد ما این روزها انجام ندادن اعمال ذیل است :
الف : نخواندن هر نوع کتاب و رساله و بولتن
ب : ندیدن هرنوع فیلم جدید و حاوی مفهوم
ج : نگاه نکردن به هیچ یک از بخش های خبری رسانه ملی
د : قطع کردن سیم هر نوع آنتن ماهواره
ه : وارد نشدن به هر نوع وب سایت خبری و اطلاع رسانی.
3) نظر به برخورد عنقریب برادران معظم با بد حجابی آقایان و اینکه دوستان وظیفه دارن ما رو بکنن تو بهشت ولو به زور ؛ شدیدا در پی یافتن الگوی مناسب حجاب ام از میان الگوهای مشروحه ذیل:
الف : کت تو شلوار به جای کت و شلوار
ب) جوراب رو شلوار به جای کت و شلوار
ج) شلوار رو شلوار به جای کت و شلوار
د) اصلا شلوار بی شلوار ؛ فقط دشداشه + عرقچین + عرقگیر
4) یه بار از جیب این محمود کره خ... یه بسته داروی تقویتی "جین سینگ" افتاده بود کف ماشین( به قول علما : وسیله) نزدیک بود وسایلمون به باد بره . حالا قضیه اینقدر شیرین شده که دکتر علفی هم تو وبلاگش ما رو افشا کرده . روزگاریه . اما باز تاکید می کنیم : چاه کن ته چاهه
5) ما همینجوری در پرده افشا می کنیم که یکی از عجایب روزگار مشغول تهیه مقدمات جهت مزدوج شدن اند.
فعلا چون فقط خودم می دونم افشا نمی کنم . هرچند پس از افشاگری که عنقریب صورت خواهد گرفت .چنان ولوله ای در میان جماعت ذکور و اناث اهل رسانه به پا خواهد شد ؛ دیدنی.
6) یکی از دوستان با اشاره به وقایع یومیه می فرمودن : مثبت اندیشی یعنی اینکه اگر یک فقره گنجشک رو موهای تازه ژل زده و مرتبت خراب کاری کرد ؛ از این واقعیت که گاوها پرواز نمی کنند خرسند بشی !
دیدیم راست می گه.


